احکام دختر و پسر
شبهه ای داری ؟ مسئله شرعی داری ؟ خب ! بنویس ، می پرسم و جواب می دم ...

*  * * * * *  *  *  *  *  *  *  *  *   *  *  *  *   *     *

*  سلام دوستان                                                                  *

*  هر کسی سوالی شبهه ای داره می تونه بنویسه    *

 *  ایشالا می پرسم و جواب می دم                        *

*  *  * * * * *  *  *  *  *  *  *  *  *   *  *  *  *      *

*یه سری هم به موضوعات وبم بزنید .                     *

*فک کنم براتون جالب باشه                                 *

*هرگونه كپی برداری باذكرمنبع وبدون ذكرمنبع اشکال ندارد   *                        

 *  * * * * *  *  *  *  *  *      *  *   *    *     *

+ نوشته شده در   سه شنبه سی ام آذر ۱۳۸۹;ساعت  23:59;  توسط  حسین; 

 سلام 

احوال شما ؟

سوال : ﺍﮔﻪ زﮐﺮﯾﺎﯼ ﺭﺍﺯﯼ الکل رو  200 ﯾﺎ 300 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ كشف ﮐﺮﺩﻩ  

ﭘﺲ چه جوﺭﯼ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﻭن رﻮ 1400 ﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺶ ﺣﺮﻭﻡ ﺩﻭﻧﺴﺘﻪ؟؟؟؟؟ !!!!!

جواب : اولا پیامبر گفتند مست کننده ها حرومه . شاید اون زمان الکل نبوده 

ولی شراب که بوده . 

رازی هم بعدا شراب رو تقطیر کرد و الکل رو کشف کرد .

دوم اینکه : زمونه عوض شده . اون زمون یه چیز بوده و الان چیزایی دیگه  

اضافه شده  .  

مثلا اتفاقاتی که ممکنه الان بیوفته حکمش چیه ؟  

مثلا ماهواره . مثلا اینترنت . مثلا چت کردن . مثلا موبایل مثلا می گن این چیز حرومه . ولی هیچ کدوم زمان پیامبر و امامان نبوده  

و الان درست شده و الان حکم اون رو می گن .  

چون ما می گیم که : اول خدا ، بعد پیامبر ، بعد امیرالمومنین ، بعد امام حسن  

بعد امام حسین ....میاد تا امام زمان . من سوالم اینه بعد از امام زمان چی ؟ 

 

بعدش می شه نائبان خاص . بعد می شه کسایی که این شرایط رو دارن که 

 مخالف هوا و هوس خودشون کاری و بکنن ، کسی که محافظ دینش باشه ، 

 نفسش رو نگهبان باشه و ... 

احکاممون رو از اینا که وصل به پیامبر و وصل به خدا هستن می گیریم. 

اونا می گن این چیز حرومه یا حروم نیست . اونا می گن حلاله یا نیست .  

ببین ! از خودشون نمی گن ها . بخاطر دل خودشون نمی گن ها . بخاطر اینکه  

از این چیز خوششون میاد و از اون چیز خوششون نمیاد نمی گن .  

مثلا مثل مراجع تقلید . 

با درسایی که خوندن . با اون ارتباط هایی که بین خودشون هست این رو می گن .  

 این آپم رو بخونید که متوجه بشید ارتباطی که می گم یعنی چی  

http://j-shobhah.blogfa.com/post-440.aspx

یا مثلا قوانین راهنمایی و رانندگی که الان وضع می شه . 

نظر شما چیه ؟


برچسب‌ها: ولایت فقیه, ولایت فقیه همان ولایت رسول الله هست
+ نوشته شده در   چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴;ساعت  11:23;  توسط  حسین;  | 

سلام

احوال شما

دیدم این سه تا سوال رو خیلی می پرسن گفتم بپرسم و بنویسم .

سوال : چرا حق طلاق با مرده ؟

اول اینکه : حق طلاق با مرد هست . اما نه اینکه : زن نتونه .

زن هم می تونه وکالت بگیره از مرد و طلاق بده .

دوم اینکه : طلاق باید دست یکی باشه دیگه . اگر دست زن باشه

چون اصولا زنها عاطفی تر هستن احساساتشون قوی تر هست ، ممکنه تا

یه چیزی پیش بیاد ، از همون طلاق استفاده کنند .

اسلام هم این رو نمی خواد. نمی خواد خونواده از بین بره.

بعدش هم اینکه : نخیر . اون مرد هم به همین سادگی نمی تونه زود بیاد

طلاق بده

شاهد باید باشه .

تمام حق و حقوق زن رو باید بده

از اون طرف ، ممکنه حق با زن باشه و طلاق ندن .

دادگاه باید طلاق بده

----
سوال : مرد حق داره زن رو کتک بزنه ؟

چون توی قرآن نوشته می تونه زن رو بزنه .

جواب :  نه داداش.

این جوری نیست .

اون چیزی که توی قرآن هست که اگر زن نافرمانی کرد بزنش ، میگه :

اول نصیحتش کن .

اگر دیدی فایده نداشت جای خوابت رو عوض کن .

اگر فایده نداشت بزن.

اما یادت نره که دیه هم توی دین اسلام هستا .

یعنی نباید سیاه بشه و نباید قرمز بشه . نباید رنگ پوست عوض بشه.

اینا رو هم باید یادمون باشه . نه اینکه تا قرآن می گه بزن ، ما هم بیوفتیم

به جون زن . نه داداش . دیه داره .

----
سوال : چرا مرد حق داشتن چهار تا زن داره ؟

جواب : همون قرآن می گه : اگر عدالت رو نمی تونه رعایت کنه یکی بسه .

عدالت رو باید رعایت کنه . عدالت توی همه چیز .

توی محبت بین همه . توی مال . توی مکان برای زندگی کردن. توی بچه دار شدن .

نه اینکه بره صیغه کنه که برای هوا و هوسش . نه داداش.این جور حقی رو نداره .

کار ندارم به جامعه امروز .ولی اسلام این رو می گه. 

آپ مرتبط :  

http://j-shobhah.blogfa.com/post-494.aspx

نظر شما چیه ؟


برچسب‌ها: حقوق زن, در حق زن داره ظلم می شه, چرا مرد چهار تا زن می تونه بگیره, چرا مرد زن رو بزنه
+ نوشته شده در   جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴;ساعت  10:34;  توسط  حسین;  | 

 سلام

احوال شما

یه داستان دیدم گفتم بنویسم

من عین همون رو براتون می نویسم . با ادبیان خودم شاید نباشه  

موضوعش اینه : راه سعادت رو از کجا می تونیم پیدا کنیم ؟  

سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند.

سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از

حاضران بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند . 

بعد، آن ها را جمع کرد و در اتاقی دیگر نهاد.حال، از حاضران خواست که

به اتاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامشان روی آن بود، بیابند.

همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند.  همه دیوانه‌ وار

به جستجو پرداختند .

یکدیگر را هُل می‌دادند به یکدیگر برخورد می کردند و

هرج و مرجی راه انداخته بودند که حدّی نداشت.

مهلت به پایان رسید و هیچ کس نتوانست بادکنک خود را بیابد.

بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و

آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است.

در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.

 

سخنران ادامه داد و گفت : همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد.

همه دیوانه‌ وار و سرآسیمه‌ در جستجوی سعادت خویش به این سوی

و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است.

سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است.

به یک دست سعادت آن ها را به آن ها بدهید و سعادت خود را از دست

دیگر بگیرید.

این  هدف زندگی انسان هست

با صدقه دادن و کمک کردن به دیگران .

با حرف خوب زدن و خوب حرف زدن با دیگران

می شه سعادتمند بشیم. خیلی ساده هست

نظر شما چیه ؟


برچسب‌ها: راه سعادتمند شدن, پیدا کردن راه سعادت
+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴;ساعت  11:25;  توسط  حسین;  | 

سلام   

احوال شما

یه مطلبی توی واتساپ برام اومده بود گفتم بنویسم .  

برای خودم که خیلی جالب بود .  

 

مذاکرات 1 + 1 ( من و خدا ) 

1 - خدایا ... 

من لذت گناه را ترک می کنم  ... 

در مقابل تو هم تحریم لذت مناجات را از من بردار ... 

2 - خدایا ... 

من کسانی که تو دوستشان نداری را ترک می کنم ...

و در مقابل تو لذت با خود بودن را به من بده ... 

3 - خدایا ... 

من پناهگاه شیطان را ترک می کنم ... 

و تو در مقابل پناهگاه امن خودت را به من بده ...  

امروز روز اول مذاکرات است  

خدایا ... 

برای شفاف سازی و راستی آزمایی گام اول را من بر می دارم  

و سانتی فیوژهای گناه را که شیطان در وجودم برپا کرده ، یکی یکی و 

 با کمک تو از کار می اندازم . 

هسته ی درونی ام را خودت غنی سازی کن  

و در کنار این معترفم که :  

و ما توفیقی الا بالله  هست  یعنی : باید تو بخواهی و در عین حال معتقدم .

عبد شدن وظیفه ی مسلم ماست . 

نظر شما چیه ؟


برچسب‌ها: متن مذاکرات, مذاکرات من و خدا, سانتی فیوژ, مذاکرات
+ نوشته شده در   پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴;ساعت  10:0;  توسط  حسین;  | 

سلام

احوال شما

سوال : خدا وجود داره ؟

عاقا ! دلیل داری که خدا وجود داره ؟

من که فکر می کنم اینا همه اش الکی هست و دارن ما رو شستشوی

مغزی می دن .

جواب : بله خدا وجود داره

خیلی دلیل عقلی وجود داره که خدا وجود داره .

نه کار به دین و آئین داره نه هیچی دیگه.

از لحاظ عقلی ثابت می کنه  .

اول اینکه : اگر یه کسی رو توی خیابون ببینیم که لباساش مناسب نیست .

نا مرتب هست . موهاش ژرولیده هست و به هر حال داغونه

در مورد این چی می گیم ؟

می گیم عقل نداره .

یعنی چی ؟ یعنی عقل نداره که نامرتب هست .

حالا اگر یه کسی رو ببینیم که مرتبه

لباس مناسب داره و موهاش مرتب هست

در مورد این چی می گیم ؟

می گیم عقل داره

من یه سوال دارم : دنیا با این همه نظمی که داره  یه عقل نداره ؟

اون عقل ، خداست .

دوم اینکه :  اگر توی بیابون یه دونه ساعت ببینیم که افتاده باشه

می گیم : حتما یه کسی اینجا رد شده .حتما سازنده ای داره

با این که اون شخص رو ندیدیمش ها

اما از نشونه هاش می فهمیم که انسان اینجا رد شده .

من یه سوال دارم : این دنیا با این همه نشونه ، با این همه بزرگی

یه سازنده نداره ؟ خودش یهو بوجود اومده ؟

اون سازنده ، خداست

 

نظر شما چیه ؟


برچسب‌ها: اثبات وجود خدا, خدا وجود داره, از نشونه هاش می شه فهمید که خدا وجود داره
+ نوشته شده در   جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴;ساعت  21:17;  توسط  حسین;  | 



 

  --