تبليغاتX
احکام دختر و پسر


احکام دختر و پسر

شبهه ای داری ؟ مسئله شرعی داری ؟ خب ! بنویس ، جواب می دم ...

سلام دوستان

 هر کسی که سوال شرعی  و  شبهه ای داره .

می تونه توی نظرات بنویسه و من هم جواب میدم. 

با دوستانی که در این زمینه وبلاگ دارند و 

 تمایل دارند ، تبادل لینک می کنم.

 

 

         * ***** * * * * * * * *  * * * * * *

** اگر هم کسی نیاز به مشاوره ازدواج داشت در خدمتیم **

           * ***** * * * * * * * *  * * * * * *

 

 با کلیک روی پرچم هر کشوری ،

به همان زبان ، براتون ترجمه می شه .

----------------

دوم هم اینکه : برای استفاده از جستجو در وبلاگ

می تونید توی موضوعات ، صفحه دل خواه رو باز کنید

 و اون کلمه رو جستجو کنید

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 23:59 توسط حسین|

 

سلام بر همه دوستان با حال خودم

احوال شما ؟

خیلی ممنون که این قدر مهربانید و نسبت به من لطف دارید .

ممنون .

 

سوال : اسراف کردن اصلا یعنی چی ؟ و چه حکمی داره ؟؟؟

جواب : اسراف کردن یعنی ، هر چیزی که ازش استفاده ای نداری رو ،

برداری و استفاده کنی .

و اسراف کردن هم حرام هست .

 

غذا ، لباس ، آب ، برق ، گاز .

هیچ فرقی نداره .

همه چیز رو بایددرست مصرف کرد .

 

مثلا : خیلی وقتها توی تلویزیون آشپزی نشون می ده .

اما دیدید ، به غذاهای ته مونده ظرفش توجه نمی کنه

 و می ریزه دور ...!

 

خب ! این اسرافه !

 

بعد می گیم : برکت از زندگی ها رفته .

 

قدیما ، زندگی ها خیلی برکت داشت ، اما حالا ... !!!

 

خب ! یه کم اگر دقیق تر به زندگی مون توجه کنیم ،

می بینیم چقدر الکی الکی داریم اسراف می کنیم .

 

مثلا همین مصرف گاز .

 

شما فکر می کنید ، اگر گاز رو توی خونه به اندازه نیاز مصرف  کنیم ،

 یا بیاییم یه خورده لباس گرم تر بپوشیم و شعله بخاری رو کم تر کنیم ،

 که جاهای دیگه هم بتونن از این گاز استفاده کنند ،

 فکر می کنید صدقه نیست ... !!!

کار خیر نیست !!!

دفع بلا نمی شه از ما ...!!!

 

صدقه دادن ، فقط پول نیست که بندازیم توی صندوق صدقه !!!

 با درست مصرف کردن هم می تونیم کار خیر کرده باشیم .

نه فقط  مصرف گاز !   توی همه چیز ...!!

 

اون وقت توی زندگی مون هم ،

تاثیر این صرفه جویی رو می بینیم .

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 12:50 توسط حسین| |

 

سلام

برای امروز هم درخواست یکی از عزیزان بوده که در مورد

صله رحم بنویسم .

چشم .

 

صله رحم کردن خیلی خوبه .

حضرت علی فرمودند: کسی که صله رحم کند ،

 عمر سه ساله او سی سال می شود و با قطع صله رحم ،

 عمر سی ساله اش سه سال می شود .

 

من همیشه گفتم :

 می خوایم توی این دنیای وا نفسا ،زندگی کنیم یا نه ؟؟؟

 

خب ! چه چیزی می خوایم ؟

 

پول زیاد   و    بدن سالم   و    عمر طولانی  .

 

خب  ! همه اینها رو اسلام داره .

 

پول زیاد رو می شه با صدقه دادن و خمس و زکات دادن

 به دست آورد .

 

با کمک به دیگران و کمک به پدر و مادر می تونیم از دعایی که

 در حقمون می کنند بدن سالم داشته باشیم .

 

و عمر طولانی رو هم با صله رحم کردن .

 

دیدن اقوام رفتن .

 

روایت داریم : صله رحم کنید ، گر چه با گفتن یه سلام .

صله رحم کنید و لو اینکه یه لیوان آب بخورید .

 

یکی داشت رد می شد ، پیامبر فرمودند: این شخص

 سه روز دیگر بیشتر زنده نیست !!!

بعضی از افراد رو  دیدید : دور از جوون شما ، مگس صفت هستند .

همه اش دنبال عیب مردم اند .

یکی از همین افراد ، تاریخ رو یاداشت کرد و سه روز بعد دید که 

هنوز اون شخص زنده هست ...!!!

 

دوید رفت پیش پیامبر ، در حالی که پیش خودش خوشحال بود که

 می تونم مچ پیامبر رو بگیرم که ، 

 هان !!!  شما هم اشتباه کردید دیدید،

 ولی غافل از اینکه : مردک دیوانه !!!!!  این شخصیت بزرگ ( پیامبر )

نگین خلقت عالم هست .

تو نمی دونی !!!  ایشون که می دونن همه چیز رو ...

 

به هر حال ...

اومد و عرض کرد : یا رسول الله ! اونی که گفتید سه روز دیگه می میره ،

 الان روز چهارم هست و زنده هست .

 

پیامبر فرمودند : بیایید بریم پیشش .

 

وقتی اومدند پیش اون شخص ، پیامبر فرمودند :

 بعداز اینکه از صحرا  اومدی چی کار کردی ؟؟؟

 

مرد گفت : هیچی آقا !!!

 

پیامبر فرمودند : یه کار اضافه کردی ، یه کار خوب ...

 

مرد گفت : فقط در حال برگشت یادم اومد ، که یه عمه پیر دارم ،

 گفتم برم احوالش بپرسم .

رفتم و احوال پرسی کردم و اومدم خونه . همین ...!!!

 

پیامبر فرمودند : اون بخچه هیزمی که از صحرا آورده بودی کجاست ؟

گفت :همین جا  آقا !

پیامبر فرمودند : بیار .

 

وقتی آورد و باز کردند ، دیدند یه ماری هست که یه تیکه چوب رفته

توی دهنش و گیر کرده .

 

پیامبر فرمودند : این همون ماری هست که مامور بود تو رو بکشه .

 

ولی با صله رحم کردن تو ، سی سال به عمرت اضافه شد .

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 13:7 توسط حسین| |

 

سلام

امروز هم ، چون یکی دیگه از دوستان گفته بودند در مورد امر به معروف

و نهی از منکر چند کلمه بگم ، اطاعت امر کردم .

 

سوال : امر به معروف و نهی از منکر واجبه ؟

جواب : بله .

 

حضرت علی علیه السلام فرمودند :

 اگر تمام واجبات را در یک کفه ترازو قرار دهند و

 امر به معروف و نهی از منکر را هم در کفه دیگر آن ،

امر به معروف و نهی از منکر ، آن قدر سنگین می شود که 

 گویا آب دریا در مقابل آب دهان است .

 

پیامبر فرمودند :

 هنگامی که امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند ،

 باید آماده جنگ با خدای متعال باشند .

 

اما نه اینکه هر کسی که مثلا دیدیم ریشش رو می تراشه ،

بریم و باهاش دعوا کنیم که چرا این کار حروم رو می کنی ؟؟؟!!!!

شاید نمی دونه ...

 

بابا ! یقه ش رو ول کن .

 ای بابا ! چرا می زنیش ؟؟؟

ولش کن ، ای بابا ! دوست منه ...

 

داشتم با یکی صحبت می کردم ،

گفت : مثلا همین ریش تراشیدن .

 

گفتم : صبر کن  صبر کن...

در این رابطه خوشم نمیاد صحبت کنیم !!!

گفت : چرا ؟

 

گفتم : همه می دونن که  ریش تراشیدن حرومه ،

 اما دوست دارن بتراشن  .

من چی بگم ؟؟؟؟

 

امر به معروف برای کسیکه که اثر داشته باشه نه برای اونی که

اثر نداشته باشه ...

 

گفت : چی ؟؟؟ مگه حرومه ؟؟؟

 

با تعجب گفتم : آره !!! مگه نمی دونی ؟؟؟

گفت : نه !!!!

 

یه خورده در این رابطه باهاش صحبت کردم .

 

 گفت : من نمی دونستم . ولی دیگه نمی تراشم . قول قول

 

یکی دیگه هم اینکه :

 امر به معروف و نهی از منکر ، دو تا کلمه هست ها ...

 

یعنی یکی امر به معروف . یکی هم نهی از منکر .

 

اون وقت ما چسبیدیم به اینکه :

 آهای دختر خانم ! مو سرت رو بکن تو ...

آقا پسر ! چشم چرونی نکن ...

 

این خوبه ،خیلی هم خوبه ، دستت درد نکنه .

 

 این نهی از منکره ،  امر به معروفش کو ؟؟؟؟

هر دوتا با هم . هم امر به معروف و هم نهی از منکر ...

 

نه اینکه هر کدومش رو که دوست داریم بگیم !!!

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 11:55 توسط حسین| |

 

سلام

اولا : چند بار تا حالا می خواستم بگم اما یادم میرفت .

و اون اینکه : موضوعاتی که می خواید در رابطه باهاش بنویسم رو

 می تونید  برام بنویسید .

 

اوه اوه ...!!!

آقایون !  خانمها !  توی صف وایسید .

 

مختلط نه !!!!

 

 جدا جدا !!!

 

خانمها این طرف ...

آقایون اون طرف ...

 

هول نشید به همتون می رسه .

 

فقط بنویسید ، منم می ذارم توی نوبت و ایشالاه لابلای

پستهایی که می نویسم ، اونم می نویسم .

 

به در خواست یه نفر از دوستان در مورد

حقوق زن و شوهر می خوام بنویسم .

 

من فکر می کنم که در مورد زن و شوهر ، نباید فکر کرد که :

حقوق من چیه ؟؟؟ حقوق اون چیه ؟؟؟

 

بله یه حق و حقوقی دارند اما مهم تر از اون اینه که :

 با هم رفیق باشن .

 

اگر زن و شوهر با هم رفیق بودند ، خیلی از مشکلات حل می شه .

اگر نه که ...

 

مثلا از حقوق مرد اینه که : خوراک و پوشاک و مسکن  زن رو تامین کنه .

از حقوق زن هم اینه که : با شوهرش خوش رفتاری کنه .

 

مرد نباید : همسر خودش رو بزنه .

زن هم نباید : با کارهاش مرد رو تحریک کنه که دستش بالا بره .

 

وقتی زن بدونه که : روایت از پیامبر داریم که :

 آتش جهنم سه کس را نمی سوزاند :

زنی که به فرمان شوهرش باشه

زنی که به هنگام سختی و گرفتاری شوهرش صبر کنه .

و کسی که به پدر و مادرش کمک کنه .

 

وقتی مرد بدونه که : پیامبر فرمودند :

خدمت به عیال ، کفاره گناهان کبیره هست .

 

 نه اینکه دست روی زنش بلند نمی کنه که ، کمکش هم می کنه .

وقتی زن این حدیث رو بدونه ، با شوهرش یه خورده

با مهربانی حرف می زنه .

 

خب ! حالا از اون طرف قضیه نگاه کنیم :

زن و شوهر با هم دارن زندگی می کنند .

 

مرد یه روز دستش بی پول می شه ،

 زن نمی گه : حقوق من کجاست ؟؟؟

می گه : صبر می کنم تا دست و بالت باز بشه .

 

زن یه روز بد اخلاقی می کنه :

 مرد زود دست بلند نمی کنه و بزنتش .

می گه با شه صبرمی کنم ، الان ناراحت هست ،

وقتی آروم  شد بهش می گم  ...

 

خب ! به نظر شما کدوم زندگی بهتره ؟؟؟؟

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 12:0 توسط حسین| |

 

سلام بر همه شما دوستان

عید همگی مبارک

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتسکین بولایة امیر المومنین

       علی ابن ابی طالب علیه السلام

 

سر منشا خیر و برکات است علی

تاجی به سر عرش و سمات است علی

امروز که جانشین احمد شده است

شایسته صدها صلوات است علی

 

 

در سوره احزاب آیه ۶ خداوند می فرماید :

 پیامبر به مومنان از خودشان سزاوارتر است ...

 

خب !

در روز عید غدیرخم ، وقتی پیامبر در حال برگشت از حجة الوداع

( حج آخر عمرشان ) بودند ،

 

وقتی به محلی به نام غدیر رسیدند ، وقتی همه را جمع کردند ،

 با اون تفسیری که همه می دونید ،

 

رفتند بالای منبری که از جهاز شتر درست شده بود .

 

خطبه مفصلی خواندند .

 

خطبه  خیلی مفصل هست ،  ولی من می خوام از کنار هم گذاشتن

چند مورد ، مطلبی رو بگم :

 

اول خطبه ای خواندند و بعد  فرمودند :

آیا من اولای از شما به خودتان نیستم !!!؟؟؟؟

همه گفتند : بله .

دوباره فرمودند :

 

آیا من اولای از شما به خودتان نیستم !!!؟؟؟؟

همه گفتند : بله .

 

تا سه بار ...

 

امام احمد حنبل می گوید : چهار بار پیامبر فرمودند .

یعنی به سه بار هم کفایت نکردند .

 

بعد فرمودند : همه می شنوید ؟؟؟

بله ...

 

باز هم تا سه بار .

 

بعد پیامبر دست علی را بالا بردند ، به حدی که زیر بغل پیامبر

و حضرت علی پیدا شد .

 

بعد فرمودند : هر که من مولای اویم این علی مولای اوست .

و بعد دعا کردند : اللهم وال من والاه ...

 

خب ! چی می خوام بگم ؟؟؟

 

می خوام بگم ، این سه کلمه رو کنار هم بگذارید :

 

الست اولی بکم ...( من از خودتان به شما سزاوار تر نیستم ؟؟؟!!!)

من کنت مولاه ...( هر که من مولای اویم ...)

اللهم وال من والاه ...( خدایا ! دوست بدار دوستداران علی را و ...)

 

کلمه مولا و مشتقاتش ،که  سه بار تکرار شده به چه معنی است ؟

آیا دوستی ؟؟؟؟    یا ولایت !!!

 

پیامبر فرمودند : هر که من مولای اویم ، این علی مولای اوست . 

نفرمودند : هر که من را دوست دارد علی را دوست داشته باشد .

 

ببینم !

بعدش که این آیه نازل شد : الیوم اکملت لکم دینکم ...

امروز کامل کردم دین را بر شما ...

 سوال : آیا با محبت به کسی پیدا کردن ،

 دین کامل می شود ؟؟؟؟؟

یا با ولایت و سرپرستی ... ؟؟؟؟

 

   قضاوت با شما ...

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 0:34 توسط حسین| |


Design By : Night Skin